نوشته های وبلاگ
ای بابا سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۱ 20:15 توسط انار  | 

سلام

سرما خوردگیم داشت خوب میشد که آبجی بزرگه بی حال و سرفان اومد خونه مامانم

خودش رعایت میکرد، اما امان از امین که بگی جلو دهنت رو بگیر، میاد تو دهنت سرفه میکنه. 

زهرا هم سرما خورد، منم دوباره سوزش و خارش گلو دارم و نمیتونم آب دهنم رو قورت بدم و آبریزشم دارم

دیشب تا صبح بیدار بودم. 

عمه رو هم چند بار گفتم ماسک برن ولی حرفم روگوش نداد. 

بهش گفتم دفعه قبل بهم سرما خوردگی دادی داشتم میمردم. 

انگار نه انگار... 

دلم میخواست برم بزنم، بزنمش بعد ماسک رو بچسبونم جلو دهنش... 

دفعه قبل خیلی اذیت شدم

خدا کنه فردا بچه مردم یادش نره وقت بگیره. 

 

 


آخرین نوشته ها
چهارشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۴پوشک 
سه شنبه هفتم بهمن ۱۴۰۴رکورد 
سه شنبه هفتم بهمن ۱۴۰۴😕 
دوشنبه ششم بهمن ۱۴۰۴گم شده ها 
یکشنبه پنجم بهمن ۱۴۰۴کار خودشونه، پس...  
یکشنبه پنجم بهمن ۱۴۰۴بدون فیلتر 
شنبه چهارم بهمن ۱۴۰۴ماه 
جمعه سوم بهمن ۱۴۰۴بازگشت همه به سوی بلاگفاست....  
جمعه سوم بهمن ۱۴۰۴قطعی نت سال ۹۸ 
پنجشنبه دوم بهمن ۱۴۰۴درین سرای بی کسی به در نمیزند