سلام.
دایی قصد داشت این خونه ای که ما میشینیم رو بکوبه و بسازه، اما اون خونه ای که خودشون میشینن رو کوبید و ساخت.
یه مقدار تیر آهن توی حیاطمون بود که امروز فروختشون و الان حیاطمون باااااز شد.
طی این آهن بردنا پرده مغتاطیسی در حیاط سوراخ سوراخ شد که نمیدونم بچه مردم بیاد و ببینه واکنشش چیه.(تازه یه هفتست خریدش)
یه اتفاق خیلی ریز هم روی دسته یخچالمون که باز کرده بودن تا آهنا بهش گیر نکنه افتاد.
حالا با حیاط دل بازمون چیکار کنیم؟
البته یه عالم آشغال پاشغال روی آهنا بود که همه توی باغچست و یه عالمه خاکی شده حیاط با اینکه زندایی جارو زدش.
+به نظرم پشه چاقالو رو همین الان زدم کشتم.شایدم پرده بالا بوده یه عالم پشه چاقالو اومده توی خونه.
صبح با حشره کش رفتم توی دستشویی و تقاص بیخوابی دیشبم رو از پشه های دستشویی گرفتم...همشون رو تار و مار کردم...حس خوبی بود.
++چرا آب خونه ها انقدر کم زور شده؟☹یه استکان نمیشه شست.
برچسبها: دایی
