نوشته های وبلاگ
دعوای خونگی پنجشنبه هجدهم دی ۱۴۰۴ 17:50 توسط انار  | 

سلام.

مامانم ظهر بیرون بود و خرابی هایی که دیشب به وجود اومده رو دیده بود.

میگه یه خانومه توی اتوبوس میگفت این دیوونگیه که من وقتی با شوهرم مشکل دارم برم به وسایل خونم آسیب بزنم و مثلا یخچالم رو بشکنم.

🙂🙂🙂

++فکر کن بزنی یخچال رو بسوزونی، شوورت از شکم تو باید بزنه دوباره بخره.

الانم همینه، اتوبوس آتیش زدن، شیشه های ایستگاه بی آرتی پایین شهر رو شکستن، عابر بانک آتیش زدن.

فکر کردن مثلا خونه و ویلای مسئولا رو میفروشن تا اینا رو دوباره درست کنن؟ 😬

واقعا یه عده جوون بی منطق ریختن تو خیابون.

+ته تغاری با یکیشون هم کلام شده، گفته براچی مسجد و حسینیه و داروخونه آتیش زدن؟ گفته کار جمهوری اسلامیه 😂 گفته این حکومت شده برا منافع خودش حرم رو هم آتیش میزنه 😒

هیچی دیگه یاد این حرف میفتم دلم میخواد گریبان چاک نکنم، زشته. دلم میخواد بدو بدو برم سمت کوه و بیابون 🤦‍♀️

++میخواستم فقط همون بالایی رو بنویسم😬ولی نشد.


برچسب‌ها: سیاسی

آخرین نوشته ها
شنبه چهارم بهمن ۱۴۰۴ماه 
جمعه سوم بهمن ۱۴۰۴بازگشت همه به سوی بلاگفاست....  
پنجشنبه دوم بهمن ۱۴۰۴درین سرای بی کسی به در نمیزند 
پنجشنبه هجدهم دی ۱۴۰۴دعوای خونگی 
پنجشنبه هجدهم دی ۱۴۰۴ماشین زمان 
چهارشنبه هفدهم دی ۱۴۰۴آیا؟  
چهارشنبه هفدهم دی ۱۴۰۴ررررررررر 
سه شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۴خدا شفا بده.  
سه شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۴نمیدونم بهش چی میگن 
دوشنبه پانزدهم دی ۱۴۰۴مثبت نگر باشیم 😶