یه قل دو قل
جمعه یکم اسفند ۱۴۰۴ 16:57 توسط انار
|
برچسبها: نوستالژی
سلام.
یکی از خوبیای همسن بودن با همسر اینه که هرچی تعریف کنی یا تعریف کنه رو میفهمید.
امروز سنگ آورده بود و یک قل دو قل بازیمون رو تعریف میکردیم.
دوتامونم میگفتیم که خوب بلد نبودیم 😄
ما دستامون کوچولو بود و سنگا توی دستمون نمیموند. بعدشم که ور افتاد و به خاطره ها پیوست.
ولی یادمونه دخترای خونواده و فامیل چقدر حرفه ای بازی میکردن.
+سحری رو که تنها میل کردم. پاشم چای بذارم افطار رو هم تنها میل کنم. 🤪
(بچه مردم رفت مراقب مامانبزرگش باشه، پیام دادم زهرا اونجا برم، گفت نیست. ☹️بازم باید تهنا باشم)
برچسبها: نوستالژی
