نوشته های وبلاگ
نق شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۵ 4:53 توسط انار  | 

سلام.

معصومه خانوم اینطوریه که نصف شب پا میشه، نق میزنه، گریه میکنه و با وجود نیم متر زبون، نمیگه چشه.

امشب یا همون دیشب، نق زد. پاشدم گذاشتم روی پام خوابوندمش. گذاشتم زمین و خوابیدم.

باز نق زد. گفتم دیش داری؟! جیغش بلند تر شد و من رو زد و خوابید.

چند بار همین اتفاق افتاد، تا چشم من گرم میشد این اتفاق تکرار میشد.

آخر براش آب آوردم، یه قلپ بیشتر نخورد، بغلش کردم بردمش دستشویی. تو دستشویی هم میگفت نه.

کارش تموم شد آوردمش خونه. رفتم وضو گرفتم باز نق زنان اومد طرفم و گفت لالا.

بردم گذاشتم رو پام و خوابوندمش. بعدم نماز خوندم و الان که اون خوابه و پا نشده، من نمیتونم بخوابم.

هزارتا فکر محاصرم کردن.

چشام خستست.


برچسب‌ها: خواب# پیازچه

آخرین نوشته ها
شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۵کجا؟!  
شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۵پرت بودن 
شنبه سیزدهم تیر ۱۴۰۵نق 
جمعه دوازدهم تیر ۱۴۰۵بو دود 
پنجشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۵آب 
پنجشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۵بلاگفا 
چهارشنبه دهم تیر ۱۴۰۵غم 
چهارشنبه دهم تیر ۱۴۰۵دوست دارم یه عالمه 
چهارشنبه دهم تیر ۱۴۰۵بارون 
چهارشنبه دهم تیر ۱۴۰۵دنده چپ