شارژ
پنجشنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۵ 11:45 توسط انار
|
برچسبها: سفر
میدونید این گوشی زود شارژ تموم میکنه، سر همین خیلی اذیتم.
پریشب که جا برا خواب پیدا نکرده بودم، شارژ گوشیمم تموم شده بود، شارژر به دست در به در دنبال پریز بودم.
بعد صبح میدونید کجا پیدا کردم؟! توی خیابون.
یه جایگاه هایی بود میرفتی زیر کولر گازی مینشستی و گوشیت رو میزدی به شارژ.
دو سه ساعت اونجا بودم، آخر پلیسه اومد شارژرامون رو کشید و بیرونمون کرد 😂
+خوبه اینجا همه فکر میکنن دختر بچم 😂 عزیز علی بگه عروسمه، با تعجب نگاه میکنن میگن واقعا؟! 😳
توی نجف عزیز علی و یه خانومه داشتن حرف میزدن، نمیدونم چی شد فهمید عروسشم تعجب کرد.
به عزیز علی گفت عروس کم سن گرفتی! لابد پسرتم سنش کمه.
بعد به من گفت خوش به حالت همین اولای عمرت اومدی زیارت.
گفتم همچین اول عمرم هم نیست. سی سالمه.
تعجبش بیشتر شد.
گفت فکر کردم ۱۶ سالت باشه 😁
++اینم بذارم کانال بچه مردم ببینه 🤪
برچسبها: سفر
