نومودونم عنوان چیه
دوشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۵ 13:38 توسط انار
|
سلام.
داشتم توی حیاط تشکای معصومه رو لگد میزدم، بچه ها خونه مامانم بودن.
گوشی زنگ خورد.
زهرا بود.
گفت پاشو بیا اینجا🙂
گفتم دارم تشکای معصومه رو میشورم. تموم بشه میام.
گفت پاشو بیا حوصله نق نقای علی رو ندارم. یا خودت بیا یا ببرشون😠
گفتم باشه میام.
وقتی کارم تموم شد، رفتم.
+بعضی وقتا نباید توضیح داد، همون گفتن باشه، بسه.
