نوشته های وبلاگ
قوم شوور شنبه بیست و سوم مرداد ۱۴۰۰ 19:3 توسط انار  | 

سلام.

و امسال هم ۵ روز از محرم گذشت و من چیزی نفهمیدم.

به مامانم گفتم اگه امشب رفتین هیئت منم میام.

هیئت خالم شون توی حیاطه...و با رعایت فاصله.

ولی هیئت فامیل بابام توی همون خونه همیشگیه.

بریم هیئت خالمشون.

با ماسک.

+امروز مداحی گذاشته بودم و آروم آروم ظرف میشستم...یهو در باز شد و مامان بچه مردم اومد.

خدارو شکر خونه ها جمع بود، منم مشغول بودم.😁

البته ازون زخم زبون زنا نیست مامانش...ولی دلم نمیخواد حتی توی دلش چیزی بهم بگه.

+این الی که اومده بود میخواست تخریب اعصابم کنه، چقدر حرفاش مثل خواهرشوهرا و فامیل شوهر بود🤣

البته که خواهر بچه مردم دوره...توی مجازیم بیشتر طرف من رو میگیره تا داداشش...

خدایا شکرت برای خواهر و مادر خوب بچه مردم.

با بقیه فامیلشم رفت و آمد نداریم ،چی بشه سالی یه بار در حد سلام و احوال پرسی.

 


آخرین نوشته ها
سه شنبه بیست و یکم بهمن ۱۴۰۴شلوغی 
دوشنبه بیستم بهمن ۱۴۰۴ای بابا 
دوشنبه بیستم بهمن ۱۴۰۴قدیمی ترین رفیقم تویی!  
یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۴۰۴درازگوش 
یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۴۰۴پیام محبت آمیز 
شنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۴ترامپ قلی 
شنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۴تلگرام 
شنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۴تنها صداست که میماند 
شنبه هجدهم بهمن ۱۴۰۴خواب 
جمعه هفدهم بهمن ۱۴۰۴بوس کوییت