😒
یکشنبه بیست و چهارم مرداد ۱۴۰۰ 8:43 توسط انار
|
اصلنشم باهاش قهرم که بیدار نشد😒
یه ربع به ۸ بیدارش کردم میگه هنوز۸ نشده.
موقع نماز داشتم ضعف میکردم، چیزی نخوردم برای آزمایش، بعد این پا نشد منو ببره.
+دیروز میگم تو هیچ حسی به بچمون نداری...
میگه چرا حس دارم، هر لحظه که به روز به دنیا اومدنش نزدیک میشیم، نگران اینم که پول بیمارستان و چیزای دیگه رو از کجا بیارم...و نگرانی یک حسه.😐
نزنم لهش کنم؟
طفلک کودک درون.
