پریشب
پنجشنبه دوم دی ۱۴۰۰ 23:5 توسط انار
|
سلام.
وارد خونه زندایی شدم، تربچه هم بغلم بود. همه گفتن چقدر شبیه بچگیای خودته.
گفتم مگه من اینقده خوشگل بودم؟من که خیلی زشت و سیاه بودم. یهو زنداییم باذوق گفت نه خیلی ناز بودی.
خوب رو حرف زنداییم نمیتونم حرف بزنم.حالا که دقت میکنم از تربچه نازتر بودم😂
پسر زشت گریه او.
