نوشته های وبلاگ
بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین شنبه سوم اردیبهشت ۱۴۰۱ 11:24 توسط انار  | 

سلام.

یه بچه وقتی به دنیا میاد تا یک سالگیش قد میکشه ،بزرگ میشه و کلی کار جدید انجام میده.

اوایل لبخند میزنه،سرش رو میتونه ثابت نگه داره ،بعد به پهلو میشه، کم کم غلت میزنه ، بعد خودش جلو میکشه برا رسیدن به شیئ مورد نظرش، بعد میشینه، بعد کم کم ۴ دست و پا میکنه، بعد راه میره و کم کم میتونه درخواستش رو با گفتن چند تا کلمه مطرح کنه.

اینا همه کار خداست، قدرت خداست.

بزرگ تر که شدیم خدا کار رو میده دست خودمون، میگه خوب برو ببینم چیکار میکنی.

و ما اکثرا (من) درجا میزنیم.روحمون، فکرمون مثل یه مریض قطع نخاع رو تخت افتاده و جسممون کارای روزمره رو میکنه.

امروز ۲۶ سال از عمرم گذشت ، و من توی این یکسال چه کار کردم؟

و من توی این ۲۶ سال چه کار کردم؟

 


برچسب‌ها: خودم

آخرین نوشته ها
چهارشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۴گرفته 
چهارشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۴پوشک 
سه شنبه هفتم بهمن ۱۴۰۴رکورد 
سه شنبه هفتم بهمن ۱۴۰۴😕 
دوشنبه ششم بهمن ۱۴۰۴گم شده ها 
یکشنبه پنجم بهمن ۱۴۰۴کار خودشونه، پس...  
یکشنبه پنجم بهمن ۱۴۰۴بدون فیلتر 
شنبه چهارم بهمن ۱۴۰۴ماه 
جمعه سوم بهمن ۱۴۰۴بازگشت همه به سوی بلاگفاست....  
جمعه سوم بهمن ۱۴۰۴قطعی نت سال ۹۸