نوشته های وبلاگ
زنعمو جمعه دهم آذر ۱۴۰۲ 15:54 توسط انار  | 

سلام.

امروز رفتیم روز آخر روضه خاله.

ازونجا مامانم گفت بیا بریم خونه زنعمو پیاده، بعد بیایم خونه پیاده.

گفتم خونه زنعمو چه خبره؟ گفت هیچی، یه هفتست میگه بیا، من نرفتم.

گفتم من نمیام خونه زنعمو.

حالا دم رفتن میگه شما آدم نیستین، زنعموت چشماش رو عمل کرده دیدنش نمیرین.

خوب همون اول بگو میخوای بری عیادت. اگه از اول میدونستم میره عیادت احتمال زیاد باهاش میرفتم.

همینجوری الکی خوشم نمیاد برم خونشون.


آخرین نوشته ها
پنجشنبه نهم بهمن ۱۴۰۴لخبند 
چهارشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۴گرفته 
چهارشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۴پوشک 
سه شنبه هفتم بهمن ۱۴۰۴رکورد 
سه شنبه هفتم بهمن ۱۴۰۴😕 
دوشنبه ششم بهمن ۱۴۰۴گم شده ها 
یکشنبه پنجم بهمن ۱۴۰۴کار خودشونه، پس...  
یکشنبه پنجم بهمن ۱۴۰۴بدون فیلتر 
شنبه چهارم بهمن ۱۴۰۴ماه 
جمعه سوم بهمن ۱۴۰۴بازگشت همه به سوی بلاگفاست....