ده روزگی
دوشنبه بیست و هفتم آذر ۱۴۰۲ 8:53 توسط انار
|
سلام.
دیروز روز دهمم بود، اما چون روز شهادت بود، مامانم گفت فردا کاچی خورون راه میندازیم.
دیشب عروس سر و کمرم رو بست. الان کلی دارو روی تشک ریخته.
تو داروی سر باید حنا هم اضافه میکردن، اینهمه رو سر باشه ولی رنگ نگیره؟ حیفه.
+صبح برا نماز بیدار شدم، ولی به خاطر کلم نمیشد وضو بگیرم. هر جای خونه رو هم فکر کردم برم فرش رو بزنم بالا و تیمم کنم، یادم میومد علی آقا دیش کرده. نماز صبح نخوندم.
