نوشته های وبلاگ
درد یکشنبه هفتم تیر ۱۴۰۵ 14:4 توسط انار  | 

سلام.

متاسفانه استقامتم در برابر درد خیلی کمه.

آبریزش بینی، من رو میندازه. سردرد من رو میندازه، گلو درد من رو میندازه،کمر درد من رو میندازه، گوش درد من رو میندازه.

دیشب دلدرد شدم و مثل چی به خودم میپیچیدم و دلدرد هم من رو انداخت.

به من باشه با یه خراش ساده دست و پا هم میفتم.

ساعت نزدیک دوازده بود، تشکا رو انداختم و به سه عضو دیگه خانواده گفتم شب بخیر، با من کاری نداشته باشید.

معصومه و علی تا نزدیکم میشدن بچه مردم میگفت بیاین اینور مامان خوابه.

خوابیدم و چهار و نیم، پنج بیدار شدم. بهتر بودم ولی سرم به شدت درد میکرد. گوشی رو پیدا کردم زدم به شارژ و من سرمایی پنجره رو باز کردم و یه پتو کوچولو روم انداختم و روی فرش، جلو پنجره خوابم برد.

اگه اون یه ذره بیدار شدن نگاه به اطراف رو حساب نکنیم، تا ۹ خوابیدم.

الانم سیبزمینی داره با نمک و نعنا آبپز میشه.

عجیبه دیشب تو اوج دلپیچه گرسنم بود. میوه خوردم که اونا هم خوب نبودن.

+دوباره دارم به تنظیمات کارخونه(دیر بیدار شدن) برمیگردم و خوشحالم.


برچسب‌ها: درد

آخرین نوشته ها
جمعه دوازدهم تیر ۱۴۰۵بو دود 
پنجشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۵آب 
پنجشنبه یازدهم تیر ۱۴۰۵بلاگفا 
چهارشنبه دهم تیر ۱۴۰۵غم 
چهارشنبه دهم تیر ۱۴۰۵دوست دارم یه عالمه 
چهارشنبه دهم تیر ۱۴۰۵بارون 
چهارشنبه دهم تیر ۱۴۰۵دنده چپ 
چهارشنبه دهم تیر ۱۴۰۵پرورده 
سه شنبه نهم تیر ۱۴۰۵از سر نو...  
سه شنبه نهم تیر ۱۴۰۵حالا تب منه