مهمون
جمعه ششم شهریور ۱۴۰۵ 20:10 توسط انار
|
برچسبها: مهمون
سلام.
برا فرداشب زهرامون و داماد جدید رو دعوت کردم.
البته مامانم اینا هم هستن.
مامانم گفته بود مامان و بابای علی رو هم بگو... گفتم نوموخوام. جمعمون از خودمونی بودن در میاد.
خوب... حالا کی پاشه جمع و جور کنه؟!(کمردردم یکم بدتر شده. تا ظهر خوب بود، باز سر نماز گرفت)
+دعا کنید مثل هفته پیش که خانواده بچه مردم رو دعوت کردم، آبرو ریزی نشه.
برچسبها: مهمون
