چغک
دوشنبه سی ام شهریور ۱۴۰۵ 9:11 توسط انار
|
سلام.
علی هنوز خوابه، من و معصومه نشستیم توی حیاط.
دیروز یه مقدار ته مونده غذا ریخته بودم توی باغچه، گنجشکا هی گروهی میان پایین، هی گروهی فرار میکنن روی شاخه درخت.
باحالن. فکر کنم شجاع ترینشون اونایین که چند ثانیه بیشتر میمونن زمین.
پاشم برم خونه، این چیزا نون و آب نمیشه.
+امیدوارم همیشه خونمون حیاط داشته باشه.
