نوشته های وبلاگ
شب یلدا چهارشنبه یکم دی ۱۴۰۰ 22:32 توسط انار  | 

سلام.

امشب مامان بچه مردم زنگ زد خونه مامانم، گفت چرا انار نیومد خونه آقاجون دیشب؟

مامانم گفت عه مگه یلدا گرفتین؟ مگه اونجا دور هم جمع بودین؟

گویا به بچه مردم گفتن و بچه مردم گفته دعوتیم....به منم هیچی نگفته.

مامانم گفت به انار نگفته وگرنه حتتتتتما میرفت اونجا.

حالا همون لحظه من داشتم به ته تغاری میگفتم میرم به بچه مردم میگم آفرین که چیزی نگفتی، سالهای بعدم چیزی بهم نگو😁🙄🤦🏽‍♀️

خوب اینطوری نمیگم به بچه مردم، ولی خوشحالم که چیزی نگفت...فکر کن اون دوتا آبجی نیومدن مامانم ناراحت شده بود، منم می رفتم دیگه فکر نکنم اگه میرفت...بعدشم اونجا اصلا خوش نمیگذره بهم.

 


آخرین نوشته ها
دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۴۰۴قلبم رو نگه دار 
یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۴رمز دار 
یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۴اوکی 
یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۴۰۴حذف...  
جمعه دهم بهمن ۱۴۰۴کمردرد 
جمعه دهم بهمن ۱۴۰۴خانه ی امن 
پنجشنبه نهم بهمن ۱۴۰۴لخبند 
چهارشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۴گرفته 
چهارشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۴پوشک 
سه شنبه هفتم بهمن ۱۴۰۴رکورد