سلام.
بعضی وقتا یادم میره بچه کنارم دختره یا پسر...یعنی برام اهمیت نداره.
همه بچه ها توی سن تربچه یه مدلین.
همشون کوچولو و نازن...همشون موهاشون کوتاست...صداشون و حرف زدنشون یه جوره.
+خیلی وقتا یادم میره اختلاف سنی خودم با بچه مردم رو...برا که برام اهمیت داره...
یادم میره دوتامون ۲۵ سالمونه.، و دختری که ۲۵ سالشه باید عاقل باشه، سنگین و رنگین باشه.
شاید باورتون نشه ولی بعضی وقتا یادم میره تربچه بچمه، میبینی یهو خاله صداش میزنم🤦🏽♀️
+هفته دیگه همه کارا و مناسبتا رو هم روهم میشه.
۲۴ بهمن تولد بچه مردمه و تا الان نتونستم برم شیرینی فروشی یه قیمت بگیرم....۲۵ بهمن ولنتاینه که به ما ربطی نداره...۲۶ بهمن تولد امام علی و روز مرد هست که هم قراره دختر دایی رو عقد کنن به سلامتی، هم شاید بریم خونه بابای بچه مردم. حالا اگر ۲۵ ام برن خونه باباشون خیلی خوب میشه...خیلی دوست دارم دختر دایی عروس شده رو ببینم.
عروس ۱۶ سالشه و داماد ۲۱ سالشه...داماد رو نمیدونم ولی عروس خیلی ازدواجی بود.خوشبخت بشن الهی...با مادرشوهر و خواهرشوهر و مادربزرگ شوهر بتونه کنار بیاد الهی(همه مادرو خواهر و مادربزرگای شوهر مثل بچه مردم نیستن که بی آزار و مهربون باشن)
ولی پدر شوهرش آدم خوبیه.ان شاءالله که پسرشونم خوب باشه.
برچسبها: بچه مردم# تربچه# دختردایی# عروسی
