نوشته های وبلاگ
آرایش😬 شنبه سی ام بهمن ۱۴۰۰ 9:54 توسط انار  | 

سلام.

دیشب رفتم بلاخره.

نشسته بودم خاله دختر داییم که از بچگیم خیلی دوستم داشت اومد سلام کنه من رو دید یه عالم قربون صدقه و ماشاءالله و لا حول گفت و رد شد.

با خودم گفتم چون دوستم داره اینطوری میگه...شب که اومدم خونه، میخواستم گوشیم رو بزنم به شارژ، دیدم زنداییم که الکی از کسی تعریف نمیکنه عکسم رو فرستاده زیرش نوشته از عروس خوشگلتر شده بودی...اینطوری شدم😍😍😍

این لوازم آرایش چیه که لولو رو تبدیل به هلو میکنه؟🤣🤣🤣

سه شنبه هم که رفتیم عقدی ،شیرپاکن نبرده بودم، ماسک زدم حجاب کردم اومدم خونه، بچه مردم میگه فکر کن هر روز میخوای بری عقدی😂همینطوری آرایش کن ،چیه برا عروسی نرگس اونهمه آرایش داشتی زشت شده بودی.

منم گفتم ابرو نرگس برام کشید، تو میگی بلد نیستی، لوازم آرایشم رو هم جا گذاشتم😁

+دیشب تربچه تو مهمونی پسر خوبی بود، ولی ساعت ۱۱ که اومدیم خونه تا همون یک و نیم ۲ بیدار بود و گریه میکرد.

++گشنمه

+++دیشب قرار بود دوستای بچه مردم قیمه بیارن. اومدم دیدم کباب خوردن...جشن دختر دایی هم کباب بود...در هر صورت چه نمیرفتم و چه رفتم روزیم شب کباب بوده...

تشکر خدا جونم❤

 


برچسب‌ها: بچه مردم# تربچه# دختردایی# عروسی

آخرین نوشته ها
پنجشنبه هجدهم دی ۱۴۰۴دعوای خونگی 
پنجشنبه هجدهم دی ۱۴۰۴ماشین زمان 
چهارشنبه هفدهم دی ۱۴۰۴آیا؟  
چهارشنبه هفدهم دی ۱۴۰۴ررررررررر 
سه شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۴خدا شفا بده.  
سه شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۴نمیدونم بهش چی میگن 
دوشنبه پانزدهم دی ۱۴۰۴مثبت نگر باشیم 😶 
یکشنبه چهاردهم دی ۱۴۰۴هفت سال پیش، دیروز 
شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۴امشب 
شنبه سیزدهم دی ۱۴۰۴خواااااااااااب😴