نوشته های وبلاگ
مهمون😬 جمعه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۱ 21:17 توسط انار  | 

سلام.

امشب نزدیک بود مهمون داشته باشیم😂

البته فکر کنم الان داریم.

ساعت ۷ یکی در زد، تربچه تازه بیدار شده بود، درو باز نکردم گفتم کیه؟ گفت بچه مردم هست؟ گفتم نه نیست و دیگه نرفتم در رو باز کنم.

یه ده دقیقه بعدش مامانم در زد(نوع در زدنش رو میشناسم) در رو باز کردم .گفت نزدیک خونتون یه چند نفر واستادن نون دستشون...گفتم نکنه دوستای بچه مردمن؟

زنگ زدم به بچه مردم گفتم قرار بوده دوستات بیان؟ میگه آره.

)حالا تا بعد از ظهر بچه مردم خونه بود و خبری نبودا)

هیچی دیگه تربچه رو دادم دست مامانم تند تند خونه رو جمع کردم و چای گذاشتم.به مامانم گفتم برو بگو بیان خونه ما بریم خونه شما.

مامانم رفت در رو باز کرد گفت نیستن، رفتن.

همون موقع بچه مردم اومد، کلی دعواش کردم...گفت حقشونه ، میخواستن زودتر خبر بدن.

بچه مردم رفت جایی که اونا رفتن افطاری و منم اومدم خونه مامانم.

یه نیم ساعت پیش زنگ زد گفت کجایی؟ گفتم خونه مامانم.گفت خوبه پس.گفتم چرا؟ گفت میخوان بیان خونمون هندوانه بخورن😑

هیچی دیگه الان مهمون داریم.

 


برچسب‌ها: مهمون

آخرین نوشته ها
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴🥺🥺 
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴هه آزادی؟  
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴...  
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴ویرووس 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴در حال حاضر 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴امروز تا الان 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴خدمتکار 
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴سبزی 
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴بترس 
چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴مرد آبنباتی