ادامه قهر
سه شنبه دهم خرداد ۱۴۰۱ 19:0 توسط انار
|
برچسبها: قهر# مهمونی
سلام.
فکر کنم فردا سالگرد قمری عقدمونه و باهم قهریم.
من منتظر عذرخواهی اون و اون منتظر عذرخواهی من.
دو سال پیش میگفت تاریخای قمری رو به رسمیت میشناسم.
خعیلی.
+امروز خونه ها رو کاملا جمع کردم.از شستن ظرفا تا جارو خونه ها.
الان رفتم یه سر کادو روز دخترم رو بذارم و ببینم در چه حاله, دیدم مثل همیشه لباساش و کیفش کنار خونست.گفتم جمع کن وسایلت رو,گفت بذار تو اتاق, گفتم خودت بذار و اومدم.
البته اونم قبلش گفت دیگه تارو مار نزن توی خونه, گفتم خواستم مگسا بمیرن, گفت برو تو حیاط بزن, برا مگسا درا رو باز بذار با حوله بیرونشون کن, بقیشونم با مگس کش بکش.
++امشب خونه داییم دعوتیم, پیام دادم بهش, اگه اومد که هیچی, اگه نیومدم به درک, اصلا بهتر ,آبجیام راحت ترن.
برچسبها: قهر# مهمونی
