دور دور
یکشنبه بیست و ششم تیر ۱۴۰۱ 9:14 توسط انار
|
سلام.
دیشب با بچه مردم رفتیم دور دور.(بعد از ظهر به مامانم میگفتم دلم دور دور میخواد)
چون دیر رفتیم هم همه جمع کرده بودن ،هم تربچه اذیت شد، هم اومدیم خونه با اینکه گیج خواب بودم تا دو و نیم برا تربچه بیدار بودم.آخر بچه مردم بغلش کرد و من خوابیدم، وقتی خوب گیج شد شیر خورد و خوابید تا الان.
اگر حرم نمیرفتیم ۱۲ و نیم خونه بودیم، ولی رفتیم و ۱ و نیم خونه رسیدیم.
نمیدونم چرا امروز من تا ۱۲ ظهر نخوابیدم
