سلام.
دیشب بچه مردم رفته بود هیئت و ساعت یک به بعد اومد.بعد از اونم تا نزدیکای صبح تو آشپزخونه تلق و پلق میکرد نذاشت من و علی یکم درست مثل آدم بخوابیم.
اینطوری بود که چشمم رو باز کردم دیدم اومد خونه. چشمم رو باز کردم دیدم گوجه رنده میکنه. چشمم رو باز کردم دیدم در حالی که تو دهنش نونه داره اینور و اونور میره.چشمم رو باز کردم دیدم داره در غذا ساز رو برمیداره.چشمم رو باز کردم دیدم صدای جیز و ولیز میاد و بوی سبزی سرخ شده. چشمم رو باز کردم دیدم یه ور دیگه خوابه.
صبح پاشدم میبینم در کوچه چهارطاق بازه و موتورشم توی کوچست.😶
خو تو که اون همه تلق و پلق کردی موتورتم میاوردی تو دیگه.
+اینستام رو اینگیلیسی کردم مشکلش حل شد.
+تو اینستا یه خانومه هست موهاش فر ریزه و کوتاهه.بعد اون میاد فیلمای مو بستن و درست کردنای مو صافا و نهایتا حالت دارا رو میبینه و رو کله خودش انجام میده.و نمیشه اونی که میخواد...
پریروز از یه مدل خوشم اومد،خواستم رو کلم انجامش بدم انقدر کچلم که نشد😬 یاد اون خانومه افتادم.
+محرمم اومد
