مهمونای آدم
شنبه پانزدهم مرداد ۱۴۰۱ 12:31 توسط انار
|
برچسبها: مهمون
سلام.
امروز برا ناهار قراره مامانیشون بیان اینجا.
دیشب هندوانه خریدیم. سر سفره نرگس گفت فردا من و زهرا میخوایم بیایم هندوانتون رو بخوریم.من اینجوری شدم😶و گفتم شما از کجا میدونین هندوانه خریدیم؟
نگو منظورش هندوانه ی توی باغچه بوده😬
گفت بوقا هندوانه خریدین؟ پس حتما میام.
گفتم هرکی نیاد، اصلا برا ناهار بیاین اونور.
گفت آخجون باشه میام.
گفتم بیا هرکی نیاد.
زهرا گفت هرکی نیاد خره.😂...گفتم هرکی نیاد خره😂
هیچی دیگه برا خر نبودنم که شده ناهار امروز میان اینور😂
+گفتم لوبیا پلو درست میکنم.
+ما زیادی با ادبیم...البته که بعضیا وضعشون خیلی بد تر از ماست و عوضی و بیشعور و اینا حرفای خیییییلی خوبشونه🤦🏽♀️
برچسبها: مهمون
