نوشته های وبلاگ
کولر دوشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۱ 12:22 توسط انار  | 

سلام.

یه نصف شب گفتم کولر رو خاموش کن هوا خوبه یخ زدم.گفت نه گرمه.

فردا شبش خودم رفتم خاموش کردم گفتم سرده .سر و صدا کرد که نه گرمه روشن کن تو سردته چیزی بنداز روت.

اونشب بچه سرما خورد(آبریزش بینی)

گفتم ببین بچه سرما خورد.گفت بد جایی میخوابی یا اونور بخواب یا اونطرف.

فردا شبش یکم نزدیک پنجره خوابیدم که باد کولر نیاد.صبح گفتم تا صبح مورچه ها گازم گرفتن.

گفت اونطرف بخواب.

دیشب یه ور دیگه خوابیدم.خوب بود تا وقتی که صدای چسب اومد و دیدم بچه مردم نزدیک پنجرست و داره یه چیزی چسب میزنه.بعد اون دوباره یخ زدم.

پنجره رو باز تر کرده بود و یه کارتون رو شیبدار چسب زده بود که باد رو بفرسته پایین.

هیچی دیگه الان من یه آدم سرماخورده بدبختم که دلم میخواد بچه مردم رو خفه کنم.

+اونم وقتی میخوابه کولر رو خاموش میکنه، ولی بدبختی اینجاست که تا ۳ و نیم بیداره و تا بیداره گرمشه.

++شیطون میگه برو توی روش چند بار عطسه و سرفه کن اونم بگیره بفهمه یا زود بخوابه یا اون لعنتی رو خاموش کنه.


برچسب‌ها: بیماری# بچه مردم

آخرین نوشته ها
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴🥺🥺 
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴هه آزادی؟  
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴...  
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴ویرووس 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴در حال حاضر 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴امروز تا الان 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴خدمتکار 
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴سبزی 
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴بترس 
چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴مرد آبنباتی