سلام.
خدا رو شکر نه من نه بچه مردم اهل فحش ناموسی یا پدر و مادر نیستیم.
من بچه بودم زیاد فحش میدادم موقع دعوا.یه راه خالی شدن بود در مقابل کتکایی که خواهر و برادر بزرگ میزدن.
بعد یه مدت که بزرگتر شدیم مامانم میگفت هرکی هر فحشی بده اون دنیا باید ثابتش کنه که طرف فحش خورده مستحق اون فحش بوده.
مثلا میگی خر باید ثابت کنی طرف گوشاش درازه و ...
وقتی کتابخون شدم و یه چند صفحه از کیمیای سعادت رو خوندم ،دیدم رجبعلی خیاط که چشم برزخی داشته میدیده کسی که فحش میده همون لحظه میشه فحشش.
مثلا وقتی میگی خر خودت یه لحظه خر میشی.
ازون موقع خیلی سعی کردم فحش ندم.مثلا به آبجیا پیشنهاد میدادم بیا چند روز فحش ندیم. اما اونا پایه نبودن و وقتی اونا فحش میدن بلاخره یه جایی منفجر میشی و جوابشون رو میدی دیگه.
بعد ازدواج خودم بودم و بچه مردم.
خودم به هیچ وجه فحش ندادم بهش تا الان.و هر وقتم اون فحش میده ناراحت میشم قهر میکنم که بفهمه کارش درست نیست و دیگه به من فحش نده.
دیشب داشت فیلم نگاه میکرد.گفتم بچه رو بگیر بیا تو حیاط برم دستشویی(تا من بیام بچه از گریه ضعف میکنه)گفت برو میگیرمش(الکی میگه) گفتم فیلمه تابلویه دیگه مرده دیوانست.گفت فیلم رو اسپویل نکن.
رفتم تو اتاق. فیلم رو میشنیدم.گفتم اَ میدونی چی بوده؟ ..گفت خفه شو.
این که هیچی .(آخرم مرده دیوونه بود بچه مردم کلی به فیلم سازبدو بیراه گفت تو پست بعدی میگم چرا)
بعد فیلم رفتیم تو حیاط. به علی گفتم نگاه بابات به باغچه آب نمیده برگای هندوانه و ختمی داره زرد میشه.
بچه مردم گفت اون برا آب دادن نیست برا اون صابوناست که تو باغچه ریختین.الان اثرش تا این سر باغچه رسیده.
گفتم قبلا یه مستاجر وسواس اینجا بوده که هر روز بشور و بساب با وایتکس داشته، اون موقع چیزی نشده، الان به خاطر دوتا صابون اینجوری شده؟
گفت چرا چرت میگی دوتا صابون کجا بود؟ کی گفته مستاجر قبلی اونطوری بوده چرا یه چیزی رو نمیدونی حرف میزنی؟مگه تو زمان همه مستاجرا رفت و آمد داشتی اینجا؟
گفتم آره من چرت میگم.و اومدم خونه.
اونم اومد میگه چقدر تو احمقی هیچی نمیفهمی از کشاورزی زر زر میکنی.
بچه رو از بغلش گرفتم و رفتم تو اتاق .
داشت همینطوری برا خودش میگفت گفتم حرف نزن انقدر و در رو محکم بستم.
+اون سالی که مستاجر وسواس بود اینجا درخت انگور خیلی خیلی پر بار بود .گل محمدی هم همینطور.)گل محمدیا رو میبرد عطاری میفروخت)
زنداداش زنداییم بود و مامانم رفت و آمد داشت.میگه یه بار اومدم دیدم تو باغچه پر از آب و کف و وایتکسه.
++بدی بچه مردم اینه که فکر میکنه همه مردم عالم خنگ و نفهمن ، به جز خودش...و فرصت حرف زدن نمیده بهت.
+++نقد فیلم رو پست بعدی میذارم.
برچسبها: قهر# بچه مردم
