بی حوصله
شنبه بیست و نهم مرداد ۱۴۰۱ 17:49 توسط انار
|
سلام.
ظهر پیام دادم بچه مردم گفتم میای خونه؟ گفت اره. منم سوپ گرم کردم.
ساعت ۲ پیام داد که نمیام میرم دنبال کارای موتور.
تا الان نیومده حوصلم سر رفته. علی هم نمیخوابه یکم بخوابم.
میخواستم برم خونه مامانم که فهمیدم نامردا رفتن خونه زنداییم.
از سر بیکاری رفتم شربت زعفرون درست کردم گذاشتم توی یخچال بچه مردم اومد خوشحال بشه.البته خودم هوس کردم یهو.
کار هست ها، حال نیست.
شارژ گوشیمم داره تموم میشه.
هئی
+اومدن🎉
