نوشته های وبلاگ
زن خوب دوشنبه سی و یکم مرداد ۱۴۰۱ 15:20 توسط انار  | 

سلام.

دیشب بچه مردم میگه چقدر امروز مهربون شدی، گذاشتی بعد از ظهر خوب بخوابم.

گفتم اره. نتت رو روشن کرده بودم تو نت بودم. بچتم تا بیدار میشد میخوابوندم.

میخنده.

میگه بده گوشیت رو نت بگیرم برات... گفتم نمیخوام نت تو هست دیگه.

خلاصه زیادی مهربون شدم.

+صبح خواب دیدم تو حیاط نشستیم من و فکر کنم نرگسمون و یه خانومه. با خانومه دوست شدیم. از کیفش دوتا شیشه در اورد توش خاکستر اکلیلی داشت. گفت سورمست. کشیدم رو دستم قهوه ای بود. گفتم چه خوب چند تومنه؟ گفت ۶۰ تومن.

نرگس گفت چرا قیمتش رو پرسیدی؟ شاید همینطوری میخواست بهمون بده.

گفتم حرف نزن اوناهم نیازدارن.

ولی خوب همون موقع پول نداشتم بهش گفتم شماره کارت بده پولام دست بچه مردمه براتکارت به کارت میکنه.

کلا تو خواب دیشب یاسی بود، نرگس بود، مهمونی بود.

پریشب خواب دیدم مامان یکی از دوستای زهرامون فوت شده و ما با فامیل رفتیم مراسمش. )زهرا یادم بندازبهت بگم کی(

با ماشین دخترداییم و پسرداییم.

+امروز نت میگیره برام


آخرین نوشته ها
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴🥺🥺 
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴هه آزادی؟  
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴...  
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴ویرووس 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴در حال حاضر 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴امروز تا الان 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴خدمتکار 
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴سبزی 
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴بترس 
چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴مرد آبنباتی