سحرخیز
چهارشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۱ 9:25 توسط انار
|
سلام.
امروز صبح بچه مردم پاشد رفت سیبزمینی سرخ کنه علی هم دنبالش رفت و کل زمانی که سیبزمینی سرخ کرد رو جلو پاش گریه کرد.
گفتم ببین چه لذتی داره داری کار میکنی بپیچه جلو دست و پات.
امروز سه تامون سحرخیز شدیم.
الان علی رو برده حموم.
