بغل
یکشنبه دوم بهمن ۱۴۰۱ 23:11 توسط انار
|
برچسبها: تربچه
سلام.
یکم قبلترا تا میرفتم بغل بچه مردم، علی اول میخندید بعد گریه میکرد.
الان اینطوریه که سریع میزنه زیر گریه. اینجوری☹️😢😭
بعد ما اینجوری میشیم😂😂😂
دلم برا بچه مردم بعضی وقتا تنگ میشه با این بچه حسودش.
علی میزنه من رو میگه من رو بغل کن نه بابا رو.
اگه دختر میداشتیم میزد من رو میگفت بابای خودمه تو بغلش نرو.
بچه مردم میگه دفعه بعدی دختر میاریم که رو من حسودی داشته باشه.
برچسبها: تربچه
