خونه
شنبه هشتم بهمن ۱۴۰۱ 23:54 توسط انار
|
سلام.
راستش دلم برا خونم تنگ شده.
سر شب رفتم، بچه مردم گفت خوابم میاد زودتر از 11 نیای.
11 به بعد شام بردم، دیدم خوابه، دلم نیومد بیدارش کنم. غذا رو گذاشتم و اومدم خونه مامانم.
الان علی هم خوابید.
فردا زهرا با نوه عموم میره حرم و خونه زنعمو و بعد کلاس خیاطی.
مامانمم میره جایی.
فردا شاید روزه بگیرم
