خواب
یکشنبه سی ام بهمن ۱۴۰۱ 0:30 توسط انار
|
برچسبها: خواب# تربچه
سلام.
علی شیر خورد نخوابید در صورتیکه خیلی خوابش میاد. رفت پیش باباش نق زد.
نق زدنش رو ترجمه کردم گفتم یا میگه گوشیت رو خاموش کن یا میگه من رو بغل کن راه ببر بخوابم.
بغلش کرد، خوشگل سرش رو گذاشته رو شونه باباش و باباش لالاییگویان داره راه میبرش.
دو روزه باباش خونه بوده، بابایی شده خدا رو شکر.
برچسبها: خواب# تربچه
