نشسته ام در انتظار
دوشنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۱ 8:55 توسط انار
|
برچسبها: عشق# بهشت
سلام.
به من که 3 و نیم خوابیدم و 7 بیدار شدم.
الان مامانم تنها رفت بهشت رضا. دخترا رو که بیدار کرده گفتن ما با اسنپ میایم.
من رفته بودم خونمون حاضر شدم. الان حاضر و آماده نشستم منتظر بیدار شدن آبجی کوچیکه و ته تغاری.
+وقتی رفتم خونم بچه مردم تازه بیدار شد. تا من وسایلم رو جمع کردم و حاضر شدم اونم حاضر شد. باهم خداحافظی کردیم و من به خاطر بدرقه کردنش پر از خوشحالیم.
برچسبها: عشق# بهشت
