سلام.
امشب رفتیم یکم دور زدیم و بعد رفتیم حرم.
انقدر از دست علی لبخند زدیم.
تو خیابان واعظ طبسی یه بار گذاشتیمش زمین تا من چای بخورم. یکم رفت، بعد دوتا پسر نوجوون از کنارش رد شدن اونم دنبال اونا راه افتاد. بچه مردم بر گردوندش شاید یه دقیقه بعد یکی از اون دو تا پسر برگشت و یه بسته شکلات داد به علی.
یکم دیگه رفتیم با پای علی، یه پسر شاید 5 یا 6 ساله دوتا بادکنک داشت بدو بدو اومد یکیش رو داد به علی.
بچه مردم بستش به پشت عروسک جلیقه علی.
یکم بغلش کرد. دوباره گذاشتیمش زمین راه بره ازش فیلم بگیریم. همینطوری داشت راه میرفت و فیلم میگرفتم که یهو یه دختر جوون که شل حجابم بود اومد کلی قربون صدقش رفت و بغلش کرد و التماس دعا خواست.
تو حرم برا همتون دعا کردم. برا فاطمه ها وپرواز و نفس و رها و دوست اصفهانی(اول خیابون واعظ طبسی داشتن مسابقه میدادن یکیشون اصفهانی بود یادش افتادم)و بقیه.
عیدتون مبارک.
تولد امام زمانمون مبارک.
برچسبها: حرم# تربچه
