نوشته های وبلاگ
قهر و آشتی چهارشنبه هفدهم اسفند ۱۴۰۱ 11:24 توسط انار  | 

سلام.

دیشب یکم با بچه مردم ناراحتی داشتم که زودی بر طرف کردیم.

مثلا قبل بیرون رفتن رو لپم یه لکه بزرگ به وجود اومد، رفتم کرم پودر زدم، بچه مردم اومد گفت پاک کن مثل جنا شدی و زشت شدی و اینا.

منم با دستمال پاک نکردم رفتم آب خالی زدم که زیاد نره😜

وقتیم گفت نگاه پاک نکردی آخر. گفتم دیدی که شستم.

یا وقتی اومدیم گوشیم رو گرفت و شماره داداش وسطیش و زنداداشش رو مسدود کرد. ناراحت شدم. آخر گفت اون روز که رفتم سر کار و برگشتم برا این نبود که با صاحب کار نساختیم، برا این بود که با داداشم دعوا کردم. بچه مردم نیم ساعت دیر رفته و داداشش هرچی بد و بیراه بوده نثارش کرده. اینم ناراحت شده و برگشته. میگه ازین به بعد اگه کارم داشت از شب خبر بده نه اینکه صبح زنگ بزنه بگه بیا.

دلیلش رو که شنیدم، باهاش آشتی کردم. البته اینکه برام بسته گرفت هم بی تاثیر نبود.


برچسب‌ها: قهر# عشق

آخرین نوشته ها
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴🥺🥺 
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴هه آزادی؟  
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴...  
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴ویرووس 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴در حال حاضر 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴امروز تا الان 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴خدمتکار 
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴سبزی 
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴بترس 
چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴مرد آبنباتی