سلام.
چند هفتست عمه علی تو گروه میگه برنامه بریزیم برا جمعه.
هفته پیش رفته بودن ساغروون.
و هر بار من میگم ما شرایطش رو نداریم.
لعنت به موتور خراب.
و غرور بچه مردم که راضی نمیشه زنگ بزنه از داداشش پول بگیره.
اینا اینطوری نیستن که از هم ناراحت باشن دیگه رفت و آمد نکنن و سر سنگین باشن. حداقل بچه مردم اینطوری نیست.
رفت و آمدش رو داره، حرف میزنه، میخنده، اما از دست داداشش ناراحته.
خوب اینجوری از کجا بفهمه تو ازش ناراحتی؟
منم نمیخوام چیزی بگم. یعنی میخوام ها. ولی اونطوری خاله زنکی میشه.
ولی اگر یه وقت بپرسن، خواهم گفت مثل اینکه یه کدورت کوچیک داره. فقط در همین حد.
بچه مردم از دقیقه نودی خبر دادن داداشش برای سر کار ناراحته.
و آخرین بار داداشش چون بچه مردم چند دقیقه دیر رفته، کلی بد و بیراه گفته. ازین ناراحته.
حتی شماره داداش و زنداداشش رو تو گوشی من بلاک کرد. چون صبح بچه مردم گوی جواب نمیده.
هئی...
