ضد آفتاب
شنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۴۰۲ 0:16 توسط انار
|
سلام.
امروز رفتیم بهشت رضا.
تا ساعتای سه و نیم هوا به شدت داغ بود.
بعد نماز، کرم ضد آفتابم رو تجدید کردم. یکمم به صورت محمد امین که قرمز شده بود زدم.
بعد از ظهر مامانم به بابای محمد امین میگه به صورت بچت کرم زدن.
بابای محمد امین میگه آره فهمیدم، رنگ خالش شده.
من مونده بودم عصبانی بشم یا بخندم.
خندیدم و از جلو روش محو شدم.
+اگه بچه مردم بفهمه حرف حسین رو، میگه ضد آفتاب هم دیگه نزن.... همینقدر منطقی.
