پنجمین شب
چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت ۱۴۰۲ 13:5 توسط انار
|
سلام.
دیشب اومدم خونه خودم.
برای اینکه دیروز صبح زهرا با داد و بیداد گفت پاشو برو خونت، چرا بچه مردم تخت بخوابه و ما خوابمون خراب بشه.
قبل از خواب به خاطر نساختن پوشک جدیدش، رو پام نخوابید.
بچه مردم بغلش کرد و راه برد تا بخوابه.
اولین بار ساعت بیست دقیقه به دو یا سه بیدار شد. شیشه دادم نخورد. بغل کردم و راهش بردم سریع خوابید.
دومین بار ساعتای ۴،۵ بود که بیدار شد و اول راهش بردم بعد شیشه شیر دادم و خوابید.
سومین بار ساعتای ۷،۸ بیدار شد. شیشش رو برداشت دو قلپ خورد رو پام خوابوندمش. سریع خوابید.
دیگه خوابید تا ده و نیم که خوش اخلاق بیدار شد و حاضر شدیم اومدیم خونه مامانم.
