زنعمو
پنجشنبه هشتم تیر ۱۴۰۲ 22:17 توسط انار
|
سلام.
ای کاش آبجی بزرگه و مامانم زنگ نمیزدن بگن بیا.
واقعا حوصله زنعمو و دختر عموها رو ندارم.
دوست ندارم ببینمشون.
سرگیجه هم دارم البته. دلم فقط خواب میخواد.
اونجا نمیشه دراز کشید.
+نرفتم. جمعه که رفتم خونه مامانم، مامانم گفت چرا نیومدی فامیلات رو ببینی؟ گفتم سرگیجه داشتم، حالم خوب نبود.
گفت میومدی میدیدیشون حالت خوب میشد. گفتم ما هم رو نبینیم حالمون بهتره.
