مادر بزرگ
شنبه دهم تیر ۱۴۰۲ 21:45 توسط انار
|
سلام.
امشب سالاد الویه درست کردیم، بچه مردم گفت بریم خونه آبجیم؟
گفتم زنگ بزن اگر بود بریم.
زنگ زد، گفت تازه رسیدم خونه ننه. بیاین اینور.
بچه مردم گفت ماکارانی بپز، ما هم میایم.
خوب نظر من اینه که بیشتر از یکساعت خونه مامان بزرگش هم حوصله من سر میره، هم بچه، هم خود مامان بزرگش اعصابش خورد میشه از فضولیای بچه.
اومدیم. و من بسیار خوابم میاد.
