پشه
پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۲ 9:48 توسط انار
|
سلام.
دیروز ساعتای ده و نیم و بعد از ظهر با علی یکم رفتیم توی حیاط. و من در حیاط رو چفت نکردم. پرده مغناطیسی هم چسبش کنده شده.
شب فکر کنم با بچه مردم هشت، نه تا پشه کشتیم. یه دونه هم نتونستیم بکشیم و رها بود.
مگسا رو هم که امروز صبح فهمیدم چه همه اومده داخل خونه.
به بچه مردم که نگفتم همچین کاری کردم. اول با خودش گفت در کوچه رو یکم باز نگه داشتم پشه اومده. بعد گفت لابد از زیر پلاستیک ملاقی اومدن(سر شام پاشد اون رو چسب زد)
بعد گفت لابد من خونه نبودم شما رفتین توی حیاط و در رو باز گذاشتین.
یعنی خوشم میاد از اول اینطوری بود که بین حدسیات کمش اون مورد درست هست.
اوایل زندگی قهر که میکردم و حرف نمیزدم، میومد پیشم میگفت براچی ناراحتی؟ چکار کردم مگه؟ بعد چند تا حدس میزد و اون درسته رو که میگفت میزدم زیر گریه و عذر خواهی میکرد😬.
