نوشته های وبلاگ
دخترخالت قمی سه شنبه بیستم تیر ۱۴۰۲ 12:43 توسط انار  | 

سلام.

دختر خاله قمی تازه یک ماه هست که عقد کرده و یکی دو روزه با داماد اومده مشهد.

خالم فکر کنم شنبه، یکشنبه آدرس خونه مامان و داییم رو خواست ازم. گفت دختر خاله میخواد بیاد خاله جانش رو ببینه.

امروز صبح که نه، ظهر اومدم خونه مامانم. زهرا تنها بود مثل همیشه اینجوری😠(مدلشه) گفت مامانی رفته بیرون، زنگ زده گفته خونه ها رو جمع کن دختر خالت میخواد بیاد.

یکم اطراف چرخ خیاطی رو مدل نرگس جمع کردم(همه چیز رو یه جا تلنبار میکرد) اپن رو دستمال کشیدم و داشتم ظرفا رو میشستم که زهرا زنگ زد به مامانم یادآوری کنه برا دختر خاله یه چیزی بگیری(معمولا رسمه تازه عروس اومد خونت یه هدیه ای بدی بهش) زهراگفت کجایی؟ گفت خونه زنداییت.

زهراگفت بیا مگه مهمون نداری؟ گفت اونا زنگ زدن گفتن قرااااره که بیایم خونتون.

و زهرا اینطوری شد😡

و من اینطوری 😑

ولی خب خونه جمع و جارو شد.


آخرین نوشته ها
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴🥺🥺 
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴هه آزادی؟  
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴...  
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴ویرووس 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴در حال حاضر 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴امروز تا الان 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴خدمتکار 
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴سبزی 
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴بترس 
چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴مرد آبنباتی