نوشته های وبلاگ
شکر شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۴۰۲ 1:54 توسط انار  | 

سلام.

بعد اینکه چرخ موتور خورد به سپر عقب ماشین جلویی، به بچه مردم گفتم الان اگه حمید خواب باشه از خواب میپره😂

سر شب حمید بلاخره زنگ زد و سراغ موتورش رو گرفت. 😁

گفت بیار لازم دارم، بچه مردم گفت پس فردا برات میارم، امشب میخوایم بریم حرم.

دیشب تو راه حرم داشتم میگفتم خدا به حمید یه زن خوب بده، این چند وقت موتورش دستمون بود، زدیم داغونش کردیم. بچه مردم میگه ۴ لیتر بنزین زدم براش. گفتم خوب حالا که بنزین زدی یه زن یه ذره خوب بده بهش😁

ولی نه، خدا خیرش بده.

+دم بچه مردم گرم. وقتی حالم گرفته بود همه رفتن کربلا و ما نرفتیم، بهش گفتم پس باید از اربعین تا آخر ماه صفر من رو یکسره ببری حرم. گفت باشه. و از ده شب فکر کنم حد اقل پنج شیش شب رفتیم. با موتور داداشم و حمید.

ازش تشکر کردم.

از امام رضا هم تشکر کردم که این چند شب طلبیدمون و راهمون داد بریم حرمش.

از فردا موتور نداریم که بریم. مگر اینکه معجزه بشه و موتور بچه مردم درست بشه.

++امشب خیییییلی حرم شلوغ بود. ما هشت و نیم نه راه افتادیم و ساعتای یک رسیدیم خونمون. رفیعی ۵ شب تو صحن غدیر سخنرانی داشت. فکر نکنم فرداشب بریم. ولی چهار شبش رو رفتیم.

تو راه چه همه موتور و ماشین و اتوبوس بود ساعت دوازده و خورده ای.


آخرین نوشته ها
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴🥺🥺 
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴هه آزادی؟  
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴...  
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴ویرووس 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴در حال حاضر 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴امروز تا الان 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴خدمتکار 
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴سبزی 
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴بترس 
چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴مرد آبنباتی