سلام.
دیروز خالم اومده بود خونه مامانم، در مورد اختلال دو قطبی حرف میزد و علائماش رو میگفت.
بعد میگفت اونایی که اختلال دو قطبی دارن مخصوصا حاد، باید تنها زندگی کنن و بهشون مسئولیت سنگین ندی.
اگر مسئولیتاشون زیاد بشه و فشار روشون باشه یهو قاطی میکنن، یا به خودشون آسیب میزنن یا به بقیه.
میگم اگه اینطوریه منم یه کم دو قطبیم😂😁 وقتی فشار کار زیاد روم باشه عصبی میشم، سر بچه مردم طفلک داد و بیداد میکنم.
یا مثلا میگفت وقتی بیرون راه میرن، فکر میکنن یکی دنبالشونه، دررو روی خودشون قفل میکنن. وقتی دونفر باهم حرف میزنن، این فکر میکنه دارن ازش غیبت میکنن.
میگم منم تو کوچه های خلوت بیشتر میترسم، فکر میکنم الان یکی میاد خفتم میکنه😂البته شدتش زیاد نیست. که بیام در رو قفل کنم.
+ریشه اختلال هم مثل اکثر اختلالات روانی، از توی بچگیه.
مثلا پسر یکی از فامیلاشون(خالم تنی نیست) چند وقت پیش به خاطر همین اختلال بستری شده.
بچه که بوده باباش به دوچرخه وصلش میکرده و به زمین میکشیدش. یا میخواسته اعدامش کنه، همسایه ها فهمیدن و اومدن جلوش رو گرفتن. یا صبح به زور کتک شدید، بیدارش میکرده میگفته پاشو همین الان یه جزء قرآن بخون.😐کلا باباشم روانی بوده.
++نتیجه، بچه هاتون رو تنبیه سخت بدنی نکنید.
اینم خیلی زوره با کتک بخوای اعتقادات رو فرو کنی تو سر بچه.
فرو کن، ولی آروم آروم و با حرف و با عمل کردنات.
برچسبها: خاله# مهمون
