سلام.
امروز ظرفا رو شستم، گاز رو تمیز کردم، اپن و قفسه شیشه ایا رو تمیز کردم و علی رو بردم توی حیاط.
پوشکش رو در آوردم. دیش نکرد. گفت بَلبار. شلوارش رو پاش کردم. جارو برداشتم و شروع کردم به جارو کشیدن حیاط.
علی دوجا تو شلوارش دیش کرد. ایندفعه دیشش رو ندید، ولی یه جا یه کوچولو دیش کرده بود و یه جا که نشسته بود با چرخ موتور گازی بازی میکرد، بقیه دیشش رو کرده بود.
چیزی بهش نگفتم.
حیاط رو که کامل و آروم آروم جارو زدم و تموم شد، شلوارش رو در آوردم و آب کشیدم. دیدم دیش داره، بردمش دستشویی گفتم بشین. بازم یکم دیش کرد و پاشد.
چند بار دیگه بت زور نشوندمش و هر باز یکم دیش کرد و تموم شد. بعد پوشک بستم و آوردمش خونه.
یکم با عروسکا سلام بازی کردیم، بعد رفتیم ناخنامون رو گرفتیم. ناهار خوردم، علی فقط سیب خشک خورد و خیارشور.
از ساعت سه و نیم چهار سعی کردم بخوابونمش، اما نخوابید.
میخواستم بخوابه، وقتی بیدار شد باز ببرمش توی حیاط. اما نخوابید. من رو تم نذاشت بخوابم.
مینواستم بخوابه بقیه خونه رو جمع کنم، اما نخوابید.
اگه بخواد ۷ بخوابه نمیدونم با چه ترفندی نذارم.
ای بابا
برچسبها: پوشک# تربچه# خواب
