حبال(حلوا)
یکشنبه بیست و سوم مهر ۱۴۰۲ 15:17 توسط انار
|
سلام.
امروز همسایه مامانم روضه داره.
همونی که سه روز خونه مامانم روضه گرفته بود.
گفته برام اومد داشت، امروز هم میخوام خونه شما بندازم.
همسایه چای و قند و نخودچی کشمش آورده، مامانم بهم گفت حلوا هم درست کن.
منم ۳ سینی حلوا درست کردم، توی سه نوبت.
مامانم به هرکی زنگ میزد میگفت حلوای خوشمزه هم انار میخواد بپزه 😂.
عروس میگه انار جون فکر کنم اینبار خوب در نیاد حلوات.
برا همین تو سه نوبت درست کردم که اگه یکیش بد شد یکی دیگش خوب بشه 🤪
خلاصه اینجوری دیگه.
دیشب بچه مردم برا علی کیک و بادکنک صورتی گرفت و رفتیم خونه مامانم. 😂بچم دو سالش شد.
خاله هاش و داییش و مامان جونش میخوان براش سه چرخه بگیرن.
پوشکش رو یکی دو ساعته که در آوردیم، الان داره پله نوردی میکنه.
