دروغ نمیگم
شنبه هجدهم فروردین ۱۴۰۳ 10:10 توسط انار
|
برچسبها: پیازچه
سلام.
وقتی میگم هنوز باورم نمیشه مامان شدم، دروغ نمیگم.
دیشب معصومه اه کرد. بردمش تو اتاق عوضش کنم، بچه مردمم اومد نماز بخونه.
عوضش کردم، شلوارش رو پاش دادم، دیدم داره با خودش حرف میزنه، رفتم پوشکش رو انداختم آشغالی.
دستام رو شستم، چای ریختم، چای بردم. به زهرا گفتم برا منم بردار.
نشستم کنار زهرا داشتم چای میخوردم که زهرا گفت معصومه کو؟
تازه یادم اومد عه یه معصومه ایم وجود داره. یهو بچه مردم با معصومه وارد سالن شد، منم با خیال راحت چایم رو خوردم. البته نه، رفتم آشپزخونه آذوقه بذارم تو پلاستیک برای جاری.
برچسبها: پیازچه
