نوشته های وبلاگ
دیشب چهارشنبه سوم مرداد ۱۴۰۳ 10:56 توسط انار  |  سلام. دیشب رفتیم حرم. بچه مردم خیلی بدش میاد وقتی سوار موتوریم، یکی تذکر بده بهمون که چادرت رو جمع کن یا یه همچین چیزی. زنجیر موتورش همیشه کنار موتورش آویزونه، طوری که بارها بقیه فکر کردن به چرخ وصله و الانه که بخوریم زمین. معمولا هم به تذکرا درورد زنجیز توجه نمیکنیم. دیشب تو راه یه ماشینی صدا زد، چادرم رو دیدم جمع بود. رانندش رو نگاه کردم، دیدم داره میگه زنجیر، زنجیر. گفتم زنجیر درسته، درسته. و رفت. به بچه مردم گفتم، از رو عصبانیت یه چیزی گفت. میگم بابا اونا چه میدونن، چرا فحش میدی؟ گناه دارن. سر یه چهار راه یه موتوری که یه جوون خیلی جوون و کله باد دار داشت میروند ویراژ میداد، موتوریه که باکس اسنپ فود روش بود بهش میگه گراز یواش برو😂. تاحالا فحش گراز نشنیده بودم. اونم یه نگاه کرد خندید، چراغ که سبز شد دوباره گاز داد و رفت. تو قسمت چی میگن اونجایی که آدما رو میگرذن، اونجا یه خانومه معصومه رو دید داشت باهاش حرف میزد، خادم حرم پرسید اسمش چیه؟ گفتم معصومه سادات. خانوم پشت سری به معصومه میگه عه سیدین، باید از مامانت عیدی بگیرم یا همچین چیزی. خادمه میگه آدرس خونشون رو بگیر، سال دیگه عید غدیر برو خونشون عیدی بگیر. بچه مردم رفت چای گرفت، براش تیتاب هم داده بودن. من تاحالا قسمت نشده بود کنار چای تو حرم چیز دیگه نصیبم بشه. امام رضا دیشب تحویلمون گرفت. موقع برگشت بچه مردم گفت بریم بستنی فروشی؟ گفتم نمیدونم خودت میدونی. رفتیم. گفت بخوریم یا ببریم؟ گفتم بچه ها اذیت میکنن، ببریم. گرفتیم رفتیم بیرون، مگه موتور روشن میشد؟ تا خونه همش آب شد 😬😂 ++دیشب اگه مینوشتم طولانی تر میشد، ولی به شدت خسته بودم
برچسب‌ها: حرم

آخرین نوشته ها
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴🥺🥺 
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴هه آزادی؟  
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴...  
شنبه نهم اسفند ۱۴۰۴ویرووس 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴در حال حاضر 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴امروز تا الان 
جمعه هشتم اسفند ۱۴۰۴خدمتکار 
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴سبزی 
پنجشنبه هفتم اسفند ۱۴۰۴بترس 
چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴مرد آبنباتی