بچه مردم مجروح
سه شنبه نهم مرداد ۱۴۰۳ 2:1 توسط انار
|
بعد از ظهر میخواست بخوابه، من و علی رفتیم اذیتش کردیم، خواب از سرش پرید.
بعد من و علی رفتیم خوابیدیم.
خداکنه رگ یا عصب مصبش کاری نشده باشه.
الان بیمارستانه، گفتن تا دکتر ارتوپد نبینه بخیه نمیزنیم.
دکترم صبح میاد.
زنگ زد گفت موتور رو ببرید تو خونه. ساعت دوازده و نیم در خونه همسایه رو به رومون رو مامانم زد و گفت موتور رو بیاره تو خونه.
شامم نخورده بود.
