سلام.
دیشب خونه رو موکت و فرش کردیم.
هفته پیش به زهرا میگفتم دلم میخواد فرشا رو که پهن کردیم دو سه روز دست به سیاه سفید نزنم، فقط بخوابم و سرم تو گوشی باشه و بچه ها هم هر کاری که دلشون میخواد بکنن.
اما اونی که فکر میکردم نشد.
امروز همش در حال جمع کردن و شستشو بودم.
پرده ها رو شستم، پرده تور رو نصب کردم، سبد و لگنای استیل رو شستم و خشک کردم، مامانم رو خبر کردم اتاق رو باهم جمع کردیم، خونه ها رو جارو کردم. بچه مردم هم مهتابیا رو نصب کرد و برا صبحانه و ناهار آماده کرد. خدا خیرش بده.
هنوز کلی کار دیگه مونده، هنوز راهرو رو تمیز نکردیم، سرامیکای دور خونه رو گردگیری نکردم، یخچال، حیاط، پنجره ها که برای آخرآخر کار گذاشتم، شاید خیلی بعد ها.
گوشی هم که علی میگیره و میذاره حالت هواپیما و عکسا رو نگاه میکنه، یا مداحی میذاره.
امروز چراغش رو روشن کرده بود، رفتم دیدم ۶ درصد شارژ داره، به بچه مردم گفتم بذار شارژ، گذاشته بود، یه عالم بعدش دیدم ۴ درصد شده.
شارژر تو دهن بچه ها خیس شده و شارژ نمیکرده.
